۱۴۰۴ آذر ۳۰, یکشنبه

حمایت تکمیلی، حق پناهندگی مبتنی بر قانون اساسی و حمایت از حیات خصوصی و خانوادگی پس از فرمان‌قانون شماره ۲۰ سال ۲۰۲۳: ملاحظاتی پیرامون یک رأی صادره از Tribunale di Bologna به تاریخ ۱۲ دسامبر ۲۰۲۵ (شماره ثبت عمومی ۸۱۵۱ سال ۲۰۲۴)

 حمایت تکمیلی، حق پناهندگی مبتنی بر قانون اساسی و حمایت از حیات خصوصی و خانوادگی پس از فرمان‌قانون شماره ۲۰ سال ۲۰۲۳: ملاحظاتی پیرامون یک رأی صادره از Tribunale di Bologna به تاریخ ۱۲ دسامبر ۲۰۲۵ (شماره ثبت عمومی ۸۱۵۱ سال ۲۰۲۴)


چکیده
این نوشتار به بررسی رأیی می‌پردازد که در تاریخ ۱۲ دسامبر ۲۰۲۵ از سوی دادگاه بولونیا صادر شده و حق اعطای اجازه اقامت به‌موجب حمایت ویژه، بر اساس ماده ۱۹ فرمان تقنینی شماره ۲۸۶ سال ۱۹۹۸ را به رسمیت شناخته است (شماره ثبت عمومی ۸۱۵۱ سال ۲۰۲۴). این رأی در بستر مناقشات پدیدآمده پس از اصلاحات ناشی از فرمان‌قانون شماره ۲۰ مورخ ۱۰ مارس ۲۰۲۳ ـ که به قانون شماره ۵۰ مورخ ۵ مه ۲۰۲۳ تبدیل شد ـ قرار می‌گیرد و بازسازی‌ای نظام‌مند از مفهوم حمایت تکمیلی به‌عنوان تجلی حق پناهندگی تضمین‌شده در قانون اساسی ارائه می‌کند. در این چارچوب، به نقش حیات خصوصی و خانوادگی، کارکرد ارزیابی مقایسه‌ای و نسبت میان تعهدات قانون اساسی و منابع کنوانسیونی، با توجه به جدیدترین رویه قضایی Corte di Cassazione توجه ویژه شده است.


۱. چارچوب هنجاری حمایت تکمیلی پس از سال ۲۰۲۳

اصلاحات سال ۲۰۲۳ ساختار ماده ۱۹ «متن واحد مهاجرت» را به‌طور بنیادین تحت تأثیر قرار داد و مقرراتی را که در نسخه سال ۲۰۲۰ معیارهای مربوط به حیات خصوصی و خانوادگی را به‌صراحت مشخص می‌کردند، لغو نمود. این مداخله تقنینی در رویه اداری این تصور را تقویت کرد که دامنه حمایت ویژه محدود شده و صرفاً به یک قاعده باقیماندهِ منع بازگرداندن (non-refoulement) در معنای مضیّق فروکاسته است.

رأی مورد بحث این برداشت را به‌طور روشن رد می‌کند و چارچوب موجود را بازگشتی ماهوی به نظام پیش از سال ۲۰۲۰ می‌داند؛ نظامی که در آن حمایت انسان‌دوستانه ـ که امروز «حمایت تکمیلی» نامیده می‌شود ـ مستقیماً بر تعهدات قانون اساسی و بین‌المللی مندرج در مواد ۵ بند ۶ و ۱۹ فرمان تقنینی شماره ۲۸۶ سال ۱۹۹۸ استوار بود. به نظر دادگاه، حذف شاخص‌های هنجاری خاص به معنای زوال حق ماهویِ حمایت نیست؛ حقی که همچنان به‌عنوان حدّی غیرقابل عبور در برابر اقدامات اخراج و دورسازی عمل می‌کند.


۲. حمایت تکمیلی و حق پناهندگی مبتنی بر قانون اساسی

از برجسته‌ترین وجوه رأی، پیوند صریحی است که میان حمایت تکمیلی و حق پناهندگیِ مقرر در بند سوم ماده ۱۰ قانون اساسی ایتالیا برقرار می‌شود. دادگاه تصریح می‌کند که حمایت ویژه امتیازی مبتنی بر صلاحدید اداری نیست، بلکه شیوه‌ای از اجرای حق پناهندگیِ قانون اساسی است؛ حقی بنیادین به برخورداری از حداقلی از کرامتِ زیست.

از این منظر، حمایت تکمیلی دامنه‌ای گسترده‌تر از آنچه صرفاً حقوق اتحادیه اروپا یا کنوانسیون اروپایی حقوق بشر اقتضا می‌کند، می‌یابد. ارجاع به تعهدات قانون اساسی به نظم حقوقی داخلی امکان می‌دهد سطحی تقویت‌شده از حمایت را تضمین کند؛ سطحی که نمی‌توان آن را صرفاً با تفاسیر مبتنی بر معیارهای فراملی محدودتر، تقلیل داد.


۳. حیات خصوصی و خانوادگی به‌عنوان معیار محوریِ حمایت

رأی بخش قابل‌توجهی از استدلال خود را به حمایت از حیات خصوصی و خانوادگی اختصاص می‌دهد و به ماده ۸ کنوانسیون اروپایی حقوق بشر و ریشه‌های آن در مواد ۲، ۳ و ۱۰ قانون اساسی استناد می‌کند. حیات خصوصی نه به‌صورت ایستا یا صرفاً خانوادگی، بلکه به‌مثابه مجموعه روابط اجتماعی، شغلی و عاطفی که فرد از رهگذر آن‌ها هویت خود را می‌پروراند، درک می‌شود.

دادگاه تأکید می‌کند که ادغام (integration) را نمی‌توان ـ هرچند مهم باشد ـ صرفاً به اشتغال فروکاست، بلکه باید آن را در ابعاد کلی و عینی سنجید. دورسازی اجباریِ تبعه خارجی که حیات خصوصی خود را در ایتالیا ریشه‌دار کرده است، خطر آسیب‌پذیریِ کیفی ایجاد می‌کند که می‌تواند به نقض حقوق بنیادین بینجامد؛ حتی در غیابِ آزار یا رفتار غیرانسانی در کشور مبدأ.


۴. ارزیابی مقایسه‌ای و اصل تناسب

یکی از ارکان اصلی رأی، ارزیابی مقایسه‌ای میان وضعیت کشور مبدأ و میزان ادغام تحقق‌یافته در ایتالیاست. دادگاه همسو با رویه تثبیت‌شده دیوان عالی، بر لزوم سنجش موردبه‌مورد، مبتنی بر عناصر عینی و به‌روز، و معطوف به موازنه میان منفعت عمومیِ دورسازی و حمایت از حقوق بنیادین تأکید می‌کند.

در انطباق با جدیدترین آرای دیوان عالی، رأی تصریح می‌کند که نیازی به طی مسیر ادغام «کامل» یا نهایی نیست؛ کافی است نشانه‌هایی روشن، جدی و هم‌گرا از ریشه‌دوانیِ مؤثر وجود داشته باشد که دورسازی را نامتناسب سازد. بدین‌سان، مقایسهِ تعدیل‌شده ابزاری می‌شود برای احراز این‌که آیا بازگشت، موجب افت معنادار شرایط حیات خصوصی و خانوادگی ـ تا حد خدشه به هسته کرامت انسانی ـ خواهد شد یا خیر.


۵. پیامدهای نظام‌مند و چشم‌اندازها

رأی دادگاه بولونیا سهمی مهم برای رویه قضایی و اداری به‌همراه دارد. این رأی روشن می‌سازد که اصلاحات سال ۲۰۲۳ حمایت تکمیلی را از محتوا تهی نکرده، بلکه بازتعریف معیارهای آن را در پرتو اصول قانون اساسی و کنوانسیونی به عهده قاضی گذاشته است.

حاصل، الگویی از حمایت است که خودکار نیست اما دقیق و سخت‌گیرانه است: ادغام اجتماعی ارزش حقوقی کامل می‌یابد و حیات خصوصی و خانوادگی به کانون فرآیند موازنه بدل می‌شود. در بستری که با تنش میان سیاست‌های کنترل مهاجرت و صیانت از حقوق بنیادین مشخص می‌شود، این رأی نقش قاضی را به‌عنوان ضامن نهاییِ کرامتِ شخصِ خارجی بار دیگر تثبیت می‌کند.


ارجاع به انتشار
متن کامل رأی دادگاه بولونیا مورخ ۱۲ دسامبر ۲۰۲۵ (شماره ثبت عمومی ۸۱۵۱ سال ۲۰۲۴) در نسخه منتشرشده بر روی Calameo از طریق پیوند زیر در دسترس است:
https://www.calameo.com/books/0080797751346a938fdea


Avv. Fabio Loscerbo

۱۴۰۴ آذر ۲۹, شنبه

حمایت تکمیلی، زندگی خصوصی و حدود اختیار اخراج: ملاحظاتی درباره رأی دادگاه بولونیا مورخ ۱۲ دسامبر ۲۰۲۵، ثبت عمومی ۱۳۸۲۲ سال ۲۰۲۵

 حمایت تکمیلی، زندگی خصوصی و حدود اختیار اخراج: ملاحظاتی درباره رأی دادگاه بولونیا مورخ ۱۲ دسامبر ۲۰۲۵، ثبت عمومی ۱۳۸۲۲ سال ۲۰۲۵

چکیده
رأی دادگاه بولونیا مورخ ۱۲ دسامبر ۲۰۲۵، ثبت عمومی ۱۳۸۲۲ سال ۲۰۲۵، سهمی مهم در تحول رویه قضایی مربوط به حمایت تکمیلی وفق ماده ۱۹ فرمان تقنینی ایتالیا مورخ ۲۵ ژوئیه ۱۹۹۸، شماره ۲۸۶، دارد. این رأی دامنه حق احترام به زندگی خصوصی و خانوادگی را به‌عنوان قیدی ماهوی بر اختیار اداریِ رد اقامت و صدور دستور اخراج تبیین کرده و ماهیت این حمایت را به‌مثابه «حق شخصی» در موارد احراز ریشه‌دوانی واقعی تبعه خارجی در قلمرو ملی، مجدداً تأکید می‌کند. نوشتار حاضر معیارهای ارزیابی ادغام، اصل تناسب و رژیم انتقالی قابل اعمال بر درخواست‌های تقدیمی پیش از لازم‌الاجرا شدن فرمان‌قانونی ۱۰ مارس ۲۰۲۳، شماره ۲۰، را بررسی می‌کند.


۱. چارچوب حقوقی حمایت تکمیلی

حمایت تکمیلی مبتنی بر ماده ۱۹، بندهای ۱ و ۱٫۱، قانون یکپارچه مهاجرت ایتالیاست؛ آن‌گونه که با فرمان‌قانونی ۲۱ اکتبر ۲۰۲۰، شماره ۱۳۰، و قانون تبدیل مورخ ۱۸ دسامبر ۲۰۲۰، شماره ۱۷۳، بازنویسی شد. این اصلاحات دامنه حمایت را به‌طور معناداری گسترش داد و ممنوعیت رد و اخراج را نه‌تنها به خطر تعقیب یا رفتارهای غیرانسانی یا تحقیرآمیز، بلکه به صیانت از حق احترام به زندگی خصوصی و خانوادگی—در انطباق با ماده ۸ کنوانسیون اروپایی حقوق بشر—پیوند زد.

در این چارچوب، حمایت تکمیلی ابزاری است با ماهیت احتیاطی اما مستقل، که برای پوشش وضعیت‌هایی طراحی شده است که در آن‌ها اخراج اجباری از قلمرو ملی به نقض نامتناسب حقوق بنیادین شخص می‌انجامد، حتی اگر شرایط شناسایی وضعیت پناهندگی یا حمایت فرعی فراهم نباشد.


۲. پرونده رسیدگی‌شده توسط دادگاه بولونیا

در رأی مورد بحث، Tribunale Ordinario di Bologna مکلف به بررسی مشروعیت ردّ حمایت تکمیلی شد؛ ردّی که بر ارزیابی منفیِ میزان ادغام اجتماعیِ متقاضی—ابرازشده از سوی کمیسیون منطقه‌ای و مورد پذیرش مرجع پلیسی—استوار بود.

دادگاه با رویکردی تحلیلی مسیر زندگی شاکی را بازسازی کرد و به عناصری چون اقامت طولانی‌مدت در ایتالیا، ثبات هسته خانوادگی، تحصیل فرزندان، فعالیت شغلی—هرچند با وقفه‌هایی—و استقلال مسکونی وزن ویژه داد. این اوضاع به‌صورت کلی و غیرجزئی‌نگرانه ارزیابی شد تا واقعیتِ ریشه‌دوانیِ حاصل‌شده در قلمرو ملی بازنمایی گردد.


۳. زندگی خصوصی، ادغام و اصل تناسب

یکی از نکات برجسته رأی، تفسیر موسّع از مفهوم «زندگی خصوصی» است؛ مفهومی که شبکه‌ای از روابط اجتماعی، عاطفی و حرفه‌ایِ سازنده هویت شخصی فرد را دربر می‌گیرد. در این چارچوب، ادغام نه هدفی ایده‌آل یا مطلق، بلکه فرایندی پویاست که با هر کوشش قابل‌اعتنای مشارکت در زندگی اجتماعی ایتالیا قابل اثبات است.

دادگاه به‌صراحت به اصل تناسب استناد می‌کند و تصریح می‌نماید که مداخله دولت در زندگی خصوصی و خانوادگی تبعه خارجی تنها زمانی مشروع است که با نیازهای عینی و جاریِ مرتبط با امنیت ملی یا نظم عمومی توجیه شود. در فقدان چنین مبانی‌ای، اخراج از قلمرو ملی محدودیتی ناموجه بر حقوق بنیادین تلقی می‌شود که با ماده ۸ کنوانسیون اروپایی حقوق بشر و نیز با منطق ماده ۱۹ قانون یکپارچه مهاجرت ناسازگار است.


۴. رژیم انتقالی و قانون قابل اعمال

یادآوری رژیم انتقالی مقرر در ماده ۷ فرمان‌قانونی ۱۰ مارس ۲۰۲۳، شماره ۲۰—که با قانون ۵ مه ۲۰۲۳، شماره ۵۰، تبدیل شد—اهمیتی ویژه دارد. دادگاه تأکید می‌کند درخواست‌هایی که پیش از لازم‌الاجرا شدن این فرمان تقدیم شده‌اند، همچنان تابع مقررات پیشین‌اند؛ نتیجه آن شناسایی اجازه اقامت دوساله، قابل تمدید و قابل تبدیل به اجازه اقامت کاری است.

این تصریح از حیث نظام‌مند اهمیت دارد، زیرا با رویه‌های اداریِ ناظر به اعمال عطف‌به‌ماسبق مقررات محدودکننده‌تر—بر خلاف اصول امنیت حقوقی و حمایت از اعتماد مشروع—مقابله می‌کند.


۵. نتیجه‌گیری

رأی دادگاه بولونیا مورخ ۱۲ دسامبر ۲۰۲۵، ثبت عمومی ۱۳۸۲۲ سال ۲۰۲۵، در چارچوب رویه‌ای تثبیت‌شده قرار می‌گیرد و مفهوم حمایت تکمیلی را به‌عنوان «حق شخصیِ کامل» قابل مطالبه در مراجع قضایی تقویت می‌کند. این رأی تأیید می‌کند که ارزیابی ادغام باید ماهوی و فردمحور باشد و اداره نمی‌تواند به سنجش‌های قالبی یا صرفاً شکلی بسنده کند.

متن کامل رأی برای مطالعه و بررسی بیشتر در کالامئو در پیوند زیر در دسترس است:
https://www.calameo.com/books/0080797751165099142b8

Avv. Fabio Loscerbo

۱۴۰۴ آذر ۲۵, سه‌شنبه

حمایت تکمیلی در چارچوب حقوقی پس از فرمان-قانون شماره 20/2023: تداوم حمایت از حیات خصوصی بر اساس ماده 8 کنوانسیون اروپایی حقوق بشر و نقش ماده 5، بند 6، قانون یکپارچه مهاجرت

 


حمایت تکمیلی در چارچوب حقوقی پس از فرمان-قانون شماره 20/2023: تداوم حمایت از حیات خصوصی بر اساس ماده 8 کنوانسیون اروپایی حقوق بشر و نقش ماده 5، بند 6، قانون یکپارچه مهاجرت

با ارجاع به انتشار کامل رأی در Calameo:
https://www.calameo.com/books/008079775ebab26d3b1ae

مقدمه

این نوشتار به بررسی رأی صادره از دادگاه عادی بولونیا، شعبه تخصصی امور مهاجرت، حمایت بین‌المللی و آزادی تردد شهروندان اتحادیه اروپا، به تاریخ 5 دسامبر 2025، در پرونده شماره R.G. 10860/2024 می‌پردازد. این رأی تحلیلی ساختارمند و عمیق از نهاد حمایت تکمیلی در چارچوب حقوقی ناشی از اصلاحات واردشده به‌وسیله فرمان-قانون شماره 20/2023، که با اصلاحات به قانون شماره 50/2023 تبدیل شده است، ارائه می‌دهد.

اهمیت این تصمیم در آن است که یکی از بحث‌برانگیزترین مسائل نظام حقوقی جدید را بررسی می‌کند: سرنوشت حمایت از حیات خصوصی و خانوادگی پس از حذف معیارهایی که پیش‌تر به‌طور صریح در ماده 19، بند 1.1، فرمان تقنینی شماره 286/1998 پیش‌بینی شده بود.

متن کامل رأی از طریق پیوند زیر در دسترس است:
https://www.calameo.com/books/008079775ebab26d3b1ae

اصلاحات سال 2023 و تداوم حمایت مبتنی بر کنوانسیون

دادگاه تصریح می‌کند که مداخله قانون‌گذار در سال 2023 نه به هسته اصل منع بازگرداندن اجباری (refoulement) لطمه زده و نه حمایت از حیات خصوصی و خانوادگی را به‌عنوان مبنای حمایت تکمیلی از میان برده است؛ حمایتی که به‌عنوان یک حق شخصی بر تعهدات قانون اساسی و بین‌المللی استوار است.

در استدلال رأی، به ارجاع همچنان موجود در ماده 19 قانون یکپارچه مهاجرت به ماده 5، بند 6، همان قانون تأکید می‌شود؛ حکمی که نقش قاعده پایانی نظام را ایفا کرده و مجرای ادغام تعهدات ناشی از کنوانسیون اروپایی حقوق بشر است. از این منظر، حذف معیارهای قانونیِ تیپ‌بندی‌شده به معنای حذف حمایت نیست، بلکه گذار از یک تنظیم سخت به یک شرط حقوقی انعطاف‌پذیر را نشان می‌دهد.

حمایت تکمیلی و نقش رویه قضایی دیوان عالی

این رأی آگاهانه در امتداد تازه‌ترین رویه قضایی دیوان عالی ایتالیا (Corte di cassazione) قرار می‌گیرد؛ رویه‌ای که تأیید کرده است حمایت تکمیلی همچنان در ارتباط با حیات خصوصی و خانوادگی تبعه خارجی نیز قابل اعمال است، چراکه بیانگر تعهداتی است که بر قوانین عادی برتری دارند.

دادگاه تفسیر مذکور را می‌پذیرد که اصلاحات 2023 بر تیپیک‌بودن هنجاری نهاد اثر گذاشته، اما به کارکرد بنیادین آن در حمایت از حقوق اساسی آسیبی نرسانده است؛ و بدین‌سان نقش محوری قاضی را در بازسازی محتوای حمایت تکمیلی از طریق موازنه منافعِ در تعارض، مجدداً برجسته می‌کند.

ادغام در بازار کار به‌عنوان بُعدی از حیات خصوصی

در پرونده مورد بررسی، حمایت تکمیلی بر پایه اثبات وجود حیات خصوصیِ ریشه‌دار در قلمرو ملی اعطا شده است. دادگاه به ثبات شغلی و درآمد قانونی متقاضی اهمیت محوری می‌دهد و با ارجاع صریح به رویه دیوان اروپایی حقوق بشر، فعالیت حرفه‌ای را یکی از زمینه‌های اصلی شکل‌گیری روابط اجتماعی و شخصی افراد می‌داند.

بدین‌ترتیب، کار صرفاً به‌عنوان شاخص اقتصادی تلقی نمی‌شود، بلکه به‌منزله عنصری ساختاری از حیات خصوصیِ مورد حمایت ماده 8 کنوانسیون اروپایی حقوق بشر ارزیابی می‌گردد؛ رویکردی منطبق با تحول رویه اروپایی و ملی در حوزه حمایت تکمیلی.

موازنه منافع و حدود حمایت تکمیلی

رأی در عین حال تأکید می‌کند که حمایت تکمیلی نه حقی خودکار است و نه ابزاری برای انتظام‌بخشی عمومی اقامت. همچنان ضرورت موازنه با ملاحظات امنیت ملی و نظم عمومی، مطابق اصول تناسب و معقولیت، پابرجاست.

بر این اساس، حمایت تنها در صورت وجود ریشه‌دوانی واقعی و معنادار در کشور پذیرنده و در فقدان جهات مانعِ غالب اعمال می‌شود؛ امری که رویکردی سخت‌گیرانه و غیرتوسعی نسبت به این نهاد را تأیید می‌کند.

نتیجه‌گیری

رأی دادگاه عادی بولونیا مورخ 5 دسامبر 2025 سهمی مهم در بازسازی نهاد حمایت تکمیلی در دوره پس از فرمان-قانون شماره 20/2023 دارد. این تصمیم نشان می‌دهد که اصلاحات، نهاد را از محتوا تهی نکرده، بلکه شیوه اعمال آن را بازتعریف کرده و نقش مرکزی ارزیابی قضاییِ موردبه‌مورد و موازنه حقوق اساسی را احیا نموده است.

انتشار کامل رأی امکان بررسی استدلالی گسترده و نظام‌مند را فراهم می‌آورد که می‌تواند به‌عنوان مرجع برای رویه قضایی و مباحث دکترینال مورد استفاده قرار گیرد.

متن کامل رأی در Calameo در دسترس است:
https://www.calameo.com/books/008079775ebab26d3b1ae


Avv. Fabio Loscerbo


۱۴۰۴ آذر ۲۳, یکشنبه

محکومیت‌های مربوط به جرایم مواد مخدر و تبدیل مجوز اقامت برای کار: حدود ردّ الزامی

 محکومیت‌های مربوط به جرایم مواد مخدر و تبدیل مجوز اقامت برای کار: حدود ردّ الزامی

رأی دادگاه اداری منطقه‌ای امیلیا–رومانیا، شعبه اول، شماره ۰۱۵۶۱ سال ۲۰۲۵ که در دسامبر ۲۰۲۵ صادر شده است، فرصتی مهم برای بازنگری یکی از مسائل محوری و همچنان محل مناقشه در حقوق مهاجرت فراهم می‌کند: تأثیر محکومیت‌های کیفری مرتبط با مواد مخدر بر امکان تمدید یا تبدیل مجوز اقامت به منظور اشتغال به کار تابع.

متن کامل رأی منتشر شده و از طریق پیوند زیر قابل دسترسی است:
https://www.calameo.com/books/0080797757982a2aef314
این رأی در امتداد یک رویه قضایی تثبیت‌شده قرار می‌گیرد، اما هم‌زمان حدود اجرایی آن را با شفافیت ویژه‌ای ترسیم می‌کند و میان موارد منع قانونی خودکار و حوزه‌های محدود و باقیمانده اختیار اداری تمایز قائل می‌شود.

اختلاف از ردّ درخواست تمدید و تبدیل یک مجوز اقامت به دلایل خانوادگی به مجوز اقامت برای کار تابع توسط کوئستورا آغاز شد. مبنای ردّ، وجود یک محکومیت کیفری قطعی به دلیل نگهداری مواد مخدر با قصد توزیع بود که وفق ماده ۷۳، بند ۱ مکرر، فرمان ریاست‌جمهوری شماره ۳۰۹ سال ۱۹۹۰ صادر شده بود. دفاع، ماهیت خودکار این ردّ را مورد اعتراض قرار داد و استدلال کرد که اداره می‌بایست ارزیابی کلی از وضعیت شخصی، شغلی و اجتماعی متقاضی انجام دهد.

با این حال، دادگاه اداری ابتدا چارچوب حقوقی صحیحِ قابل اعمال را روشن ساخت و شمول ماده ۹ قانون یکپارچه مهاجرت، مربوط به مجوز اقامت بلندمدت اتحادیه اروپا، را منتفی دانست و موضوع را در چارچوب مواد ۴ بند ۳ و ۵ فرمان تقنینی شماره ۲۸۶ مورخ ۲۵ ژوئیه ۱۹۹۸ بررسی کرد. در این چارچوب، محکومیت‌ها برای جرایم مرتبط با مواد مخدر در اشکال شدیدترِ پیش‌بینی‌شده توسط قانون، به‌منزله مانع خودکار برای صدور یا تبدیل مجوز اقامت برای کار تلقی می‌شوند.

این رأی تأکید می‌کند که در صورت وجود چنین محکومیت‌هایی، نه تعلیق اجرای مجازات، نه شناسایی جهات تخفیف‌دهنده، و نه گذشت زمان از ارتکاب جرم، هیچ‌یک از نظر حقوقی مؤثر نیست. در این موارد، اداره از اختیار گسترده برخوردار نیست و به‌طور قانونی مکلف به ردّ مجوز اقامت مورد درخواست است.

بخش محوری رأی به تنها استثنای این سازوکار خودکار اختصاص دارد: وجود پیوندهای خانوادگی واقعی و جاری با اشخاصی که به‌طور قانونی در ایتالیا اقامت دارند. تنها در صورتی که یک واحد خانوادگی واقعی به‌طور عینی اثبات شود و صرفاً به اعلام صوری اکتفا نشود، ماده ۵ بند ۵ قانون یکپارچه مهاجرت اداره را ملزم می‌کند تا میان منفعت عمومی در حوزه امنیت و حمایت از زندگی خانوادگی—با لحاظ ماده ۸ کنوانسیون اروپایی حقوق بشر—موازنه‌ای انجام دهد.

در پرونده مورد بررسی، دادگاه احراز کرد که این شرط محقق نشده است و به نبود هم‌زیستی واقعی و عدم اثبات وجود یک هسته خانوادگی فعال اشاره کرد. بر این اساس، ماهیت الزامی و قانونیِ ردّ تأیید شد.

این رأی زمینه‌ای برای تأمل گسترده‌تر درباره نسبت میان ادغام اجتماعی و سازوکارهای خودکار قانونی در حقوق مهاجرت فراهم می‌آورد. بسیاری از اتباع خارجی بر این باورند که محکومیتی که «سپری شده» یا مربوط به گذشته‌ای دور است، دیگر بر وضعیت اداری آنان اثر ندارد. رأی حاضر نشان می‌دهد که در حوزه مجوزهای اقامت برای کار تابع، برخی محکومیت‌ها همچنان به‌عنوان موانع حقوقی غیرقابل عبور عمل می‌کنند، صرف‌نظر از مسیر شغلی بعدی یا میزان ادغام اجتماعی حاصل‌شده.

از این منظر، رأی دادگاه اداری منطقه‌ای امیلیا–رومانیا نقطه ارجاع روشنی از وضعیت کنونی حقوق حاکم ارائه می‌دهد و به فعالان حقوقی چارچوب دقیقی از حدودی که در آن می‌توان به اختیار اداری استناد کرد—و نیز مواردی که این اختیار به‌طور قانونی منتفی است—عرضه می‌کند.


پادکست‌های مرتبط با رأی


Avv. Fabio Loscerbo

۱۴۰۴ آذر ۲۱, جمعه

بررسی روند رسیدگی به شکایات در اتحادیه اروپا: اسناد کمیسیون چه چیزی را درباره محدودیت‌های حمایت فردی نشان می‌دهند؟

 

بررسی روند رسیدگی به شکایات در اتحادیه اروپا: اسناد کمیسیون چه چیزی را درباره محدودیت‌های حمایت فردی نشان می‌دهند؟

هنگامی که شهروندان یا مقیمان اتحادیه اروپا معتقدند یک کشور عضو، حقوق اتحادیه را نقض کرده است، معمولاً نخستین ابزار حقوقی که به آن مراجعه می‌کنند، ارائه شکایت رسمی به کمیسیون اروپاست. با این حال، کارکرد واقعی این سازوکار اغلب به درستی درک نمی‌شود. دو سند رسمی که اخیراً منتشر شده‌اند و از طریق لینک‌های زیر در دسترس‌اند:
https://www.calameo.com/books/008079775f6fc9e6a4f22
و
https://www.calameo.com/books/008079775e80c7d70a2b6,
دیدگاهی کم‌سابقه و دقیق درباره نحوه ارزیابی شکایات توسط کمیسیون و دلیل اینکه چرا این نهاد تنها در شرایط بسیار خاص مداخله می‌کند، ارائه می‌دهند.

مأموریت کمیسیون: نظارت نظام‌مند، نه رسیدگی فردی

سند نخست، که در لینک https://www.calameo.com/books/008079775f6fc9e6a4f22 قابل مشاهده است، روند ثبت شکایت و آغاز مرحله بررسی اولیه را توضیح می‌دهد. این سند بر اصلی تأکید می‌کند که اغلب برای شاکیان غیرمنتظره است: کمیسیون نقش یک مرجع تجدیدنظر برای حل اختلافات فردی را ندارد. مأموریت نهادی آن تضمین اجرای یکنواخت حقوق اتحادیه اروپا در میان کشورهای عضو است. بنابراین، مداخلات این نهاد بر مسائل سیستمی متمرکز است نه پرونده‌های موردی.

حتی اگر یک شکایت نشان‌دهنده مانعی اداری و جدی باشد، کمیسیون تنها زمانی اقدام می‌کند که شواهد قابل اتکا دالّ بر وجود یک مشکل تکرارشونده و ساختاری وجود داشته باشد. نقش آن حل یک واقعه منفرد نیست، بلکه رسیدگی به کاستی‌هایی است که از نارسایی‌های گسترده‌تر در اداره ملی پرده برمی‌دارند.

چرا بیشتر شکایات منجر به رسیدگی رسمی نمی‌شوند؟

سند دوم، منتشرشده در لینک **https://www.calameo.com/books/008079775e80c7d70a2b6**، معیارهایی را تشریح می‌کند که باید برای پیشرفت یک شکایت فراهم باشند. کمیسیون تصریح می‌کند که تأخیرهای گاه‌به‌گاه، اشتباهات موردی یا مشکلات فنی موقت، به‌خودی‌خود تخلفی نیستند که مداخله اتحادیه را توجیه کنند. آنچه مورد نیاز است وجود رویه‌هایی مستمر، گسترده و مؤثر بر ساختار اداری است.

به همین دلیل، بسیاری از شکایات—even آن‌هایی که از نظر واقعی کاملاً جدی‌اند—هرگز به مرحله «روند تخلف» نمی‌رسند. حقوق اتحادیه اروپا حل اختلافات فردی را اساساً به عهده دادگاه‌ها و مراجع اداری ملی می‌گذارد، زیرا تنها آن‌ها قادر به ارائه راهکارهای مستقیم و شخصی‌اند.

نامه پیش از بایگانی: مرحله‌ای اساسی در فرآیند اداری

کمیسیون زمانی که شواهد کافی برای اثبات وجود یک تخلف نظام‌مند مشاهده نکند، «نامه پیش از بایگانی» برای شاکی ارسال می‌کند. این نامه ردّ قطعی شکایت نیست، بلکه دعوتی است برای ارائه اطلاعات یا توضیحات تکمیلی. تنها هنگامی که داده‌های جدید یک الگوی گسترده‌تر از عدم تبعیت را آشکار کند، کمیسیون می‌تواند در ارزیابی اولیه خود تجدیدنظر کند.

اسناد منتشرشده در Calameo نشان می‌دهند که چگونه این گام، شفافیت روند را تضمین کرده و مانع از آن می‌شود که سازوکار شکایت جایگزین غیررسمی رسیدگی‌های قضایی ملی گردد.

مهاجرت و دسترسی به خدمات اداری: وقتی موارد فردی بیانگر مشکلات ساختاری نیستند

در حوزه‌های حساسی مانند مهاجرت و پناهندگی، دشواری‌های دسترسی به رویه‌های اداری بسیار رایج‌اند. با این حال، چنین دشواری‌هایی به‌طور خودکار موضوع را به سطح اتحادیه اروپا ارتقا نمی‌دهد. کمیسیون تنها زمانی مداخله می‌کند که این موانع به‌صورت گسترده و مستمر در مناطق یا مراجع مختلف یک کشور عضو مشاهده شوند.

با این وجود، سازوکار شکایت اهمیت خود را حفظ می‌کند، زیرا کمیسیون را نسبت به الگوهای در حال ظهور آگاه می‌سازد. اگر شکایات مشابهی از نقاط مختلف یک کشور عضو وارد شود، این امر ممکن است با گذشت زمان به وجود یک مشکل ساختاری اشاره داشته باشد.

هدف واقعی نظام شکایات اتحادیه اروپا

اسناد موجود در لینک‌های
https://www.calameo.com/books/008079775f6fc9e6a4f22
و
https://www.calameo.com/books/008079775e80c7d70a2b6,
در مجموع تصویری روشن از ماهیت و حدود نظام شکایات در اتحادیه اروپا ارائه می‌کنند. این سازوکار ابزاری برای شفافیت و نظارت است، نه راهکاری فوری برای حمایت فردی. هدف آن شناسایی و رفع تخلفات ساختاری است که انسجام و یکپارچگی حقوق اتحادیه را تهدید می‌کنند.

برای وکلا، سیاست‌گذاران و شهروندانی که با نظام‌های پیچیده اداری سروکار دارند، درک این تمایز ضروری است. کمیسیون از چارچوب کلی حفاظت می‌کند؛ در حالی که رسیدگی به پرونده‌های فردی همچنان بر عهده مقامات ملی است. شناخت این ساختار دوگانه، شرط اساسی تدوین راهبردهای حقوقی مؤثر در چارچوب چندسطحی حمایت در اتحادیه اروپاست.


Avv. Fabio Loscerbo

۱۴۰۴ آذر ۱۴, جمعه

موضوع: ردّ اجازهٔ اقامت برای کار آزاد، الزامات قانونی و ارزیابی خطر اجتماعی – یادداشتی بر رأی دادگاه اداری منطقه‌ای پuglia (لچّه) مورخ ۱۹ نوامبر ۲۰۲۵ (منتشر شده در ۲۸ نوامبر ۲۰۲۵)


موضوع: ردّ اجازهٔ اقامت برای کار آزاد، الزامات قانونی و ارزیابی خطر اجتماعی – یادداشتی بر رأی دادگاه اداری منطقه‌ای پuglia (لچّه) مورخ ۱۹ نوامبر ۲۰۲۵ (منتشر شده در ۲۸ نوامبر ۲۰۲۵)

چکیده
رأی صادره از سوی دادگاه اداری منطقه‌ای پuglia – شعبهٔ لچّه، منتشر شده در ۲۸ نوامبر ۲۰۲۵، فرصتی مهم برای تحلیل ساختار الزامات مرتبط با صدور و تمدید اجازهٔ اقامت برای کار آزاد و همچنین رابطهٔ میان این الزامات و ارزیابی خطر اجتماعی تبعهٔ خارجی فراهم می‌کند. این تصمیم در چارچوب رویکردی تفسیری و سخت‌گیرانه قرار می‌گیرد که بر اجرای دقیق شرایط مقرر در قانون مهاجرت ایتالیا و نقش تضمینی مقامات امنیت عمومی در حفظ نظم عمومی استوار است.

۱. چارچوب حقوقی
مادهٔ ۵ بند ۵ از فرمان قانون‌گذاری شمارهٔ ۲۸۶ مورخ ۲۵ ژوئیهٔ ۱۹۹۸، موارد رد، لغو یا عدم تمدید اجازهٔ اقامت را در صورت فقدان شرایط لازم برای ورود و اقامت تنظیم می‌کند. همچنین مادهٔ ۲۶ بند ۳ همین قانون شرایط خاص اجازهٔ اقامت برای کار آزاد را تعیین می‌کند: داشتن محل سکونت مناسب و درآمد سالانهٔ مشروع که از حد نصاب تعیین‌شده برای معافیت از مشارکت در هزینه‌های درمانی بیشتر باشد.

دادگاه لچّه تأکید می‌کند که این الزامات ماهیتی عینی و اساسی دارند و اجازهٔ تفسیر انعطاف‌پذیر یا جبران مبتنی بر شرایط احتمالی آینده را نمی‌دهند. اثبات درآمد و محل سکونت باید در لحظهٔ اتخاذ تصمیم ارائه شود و انتظارات یا وعده‌های آینده از نظر حقوقی بی‌اثر هستند.

۲. ارزیابی ادله: درآمد، محل سکونت و اعتبار بیانیه‌ها
در پروندهٔ حاضر، ادارهٔ ذی‌صلاح فقدان اظهارنامه‌های مالیاتی در سال‌های اخیر – به‌جز مقادیر اندک مربوط به سال‌های بسیار گذشته – و نبود هرگونه سند مبنی بر وجود یک محل سکونت واقعی را احراز کرد. همچنین درخواست‌کننده در آدرس اعلام‌شده یافت نشد و مدرکی در تأیید ادعاهایش ارائه نکرد. بر این اساس، دادگاه تصمیم اداره را مشروع دانست.

دادگاه بر یک اصل تثبیت‌شده مجدداً تأکید می‌کند: بار اثبات کاملاً بر عهدهٔ متقاضی است و او باید مدارک ملموس (قراردادها، قبوض خدمات، اسناد رسمی ثبت‌شده و غیره) ارائه کند؛ اظهارات صرف کافی نیست. نبود این مدارک «ایراد شکلی قابل‌اصلاح» محسوب نمی‌شود، بلکه به معنای فقدان شرط ماهوی مورد نیاز قانون است.

۳. ارزیابی خطر اجتماعی و نقش سوابق کیفری
یکی از محورهای اصلی رأی، تأیید اختیار اداره در استفاده از پرونده‌های کیفری یا سوابق پلیسی—even اگر هنوز به حکم قطعی منتهی نشده باشند—است، مشروط بر اینکه این موارد نشان‌دهندهٔ رفتاری باشند که ممکن است نظم عمومی را تهدید کند.

در این پرونده، بازداشت‌ها و محکومیت‌های متعدد مربوط به جرائم علیه اموال، اشخاص و مقامات عمومی، مبنای ارزیابی منفی اداره نسبت به قابل‌اعتماد بودن درخواست‌کننده قرار گرفت. دادگاه تأکید می‌کند که این ارزیابی خودکار نیست، بلکه نتیجهٔ تحلیل جامع رفتار فرد است و باید با اصل تناسب هم‌خوانی داشته باشد.

۴. پیوندهای خانوادگی: محدودیت یا معیار تکمیلی؟
بند پایانی مادهٔ ۵ بند ۵ می‌طلبد که ماهیت و اثربخشی پیوندهای خانوادگی فرد خارجی مقیم ایتالیا ارزیابی شود. با این حال، دادگاه لچّه روشن می‌کند که این پیوندها حقی مطلق برای تمدید اجازهٔ اقامت ایجاد نمی‌کنند، به‌ویژه هنگامی که نه هم‌باشی وجود دارد و نه رابطه‌ای ثابت و مستند.

در پروندهٔ حاضر، درخواست‌کننده پدر یک کودک ایتالیایی بود، اما با او زندگی نمی‌کرد و شواهدی از یک رابطهٔ مستمر ارائه نکرده بود. دادگاه به رویهٔ تثبیت‌شدهٔ شورای دولتی اشاره می‌کند که طبق آن تنها شرایط استثنایی—که در آن کودک در معرض خطر واقعی باشد—می‌تواند بر ملاحظات نظم عمومی غلبه کند.

۵. نتیجه‌گیری
این تصمیم، رویکردی سخت‌گیرانه و منسجم با ماهیت اجازهٔ اقامت برای کار آزاد را تقویت می‌کند، اجازه‌ای که در اصل مستلزم ثبات اقتصادی و سکونتی متقاضی است. همچنین بر اهمیت ارزیابی نظم عمومی تأکید می‌کند، ارزیابی‌ای که حتی بدون حکم قطعی کیفری میتواند بر پایهٔ شواهد کافی صورت گیرد.

دادگاه در پایان بر اهمیت «توجیه اداری شفاف» اشاره می‌کند: تصمیم مورد اعتراض شامل بیان روشن عناصر واقعی، مقررات قابل‌اجرا و روند استدلالی اداره بود و بدین ترتیب شفافیت در اقدام اداری تضمین شد.

این رأی به شکل‌گیری چارچوبی تفسیری کمک می‌کند که در آن اجازهٔ اقامت برای کار آزاد، نهادی مبتنی بر الزامات ماهوی سخت‌گیرانه و ارزیابی جامع رفتار متقاضی تلقی می‌شود؛ چارچوبی که هدف آن ایجاد تعادل میان الزامات امنیت عمومی و حمایت از حقوق فردی است.

خروج از ایتالیا می‌تواند به قیمت از دست دادن اجازه اقامت تمام شود

  خروج از ایتالیا می‌تواند به قیمت از دست دادن اجازه اقامت تمام شود در حقوق مهاجرت ایتالیا، غیبت هرگز موضوعی خنثی و بی‌اهمیت نیست. خروج از ک...